صـداقت

     پـیش از هر چیـزی این را باید در نظر گـرفت که صداقت یا انسجـام هر یک معادل­‌هایی هستند برای مفهوم Integrity در زبان انگلیسی. از حیث ریشه‌­شناختی این کلمه مشق­‌شده از کلمه­‌ی لاتینیِ Integre است که یه­‌معنای خالص و صادق است. به بیان دیگـر زمانی­‌که شما بر اسـاس Integrity عمل می­‌کنید، تحت هر شـرایطی همین­‌گونـه رفتار می­‌کنید و تصمیم می­‌گـیرید. دقیق­‌تر بگوییـم، این یعنی شما چه در جلسه‌­ی هیأت مدیره باشید، چه مشغول صحبت با ارباب­‌رجوع یا کارفرما، فرقی نمی‌­کند؛ تُنِ صـدا و حالت چهـره­‌ی شما در تمام این موقعیّت­‌ها تغییـری نمی­‌کند. به‌­یک اعتبـار، Integrity یعنی این­کـه شما قـرار است همان‌کاری را انجام دهید که می­‌گویید انجام می­‌دهید، حتی اگر کسی آن­‌جا نباشد که شما را در حین کار نظاره کند. معنای دیگر این مفهوم این است که اشتباهات­‌مان را بر عهده می­‌گیرید و نسبت بدآنان مسئول­‌ایم. از این‌­روی، معنای دیگری که این مـفهوم به ذهن متبادر می­‌سـازد «تمامیت»، «یک‌پارچگی» و «انسجـام» است.

     طبـق آخریـن پـژوهش‌­های انجام‌­شـده در مؤسسه­‌ی منابع مدیریتی رابـرت هاف، هم کارکنان و هم مدیران ارشد مالی (Chief Financial Officers) بر این عقیده­‌اند که صداقت Integrity مهم‌­ترین خصلت مدیر یا رهبر یک سازمان تجاری است؛ بـر اسـاس این تحقیق، 75 درصـد از کارمـندان و 46 درصد از مـدیران ارشـد مالی عقیده­‌ی فوق‌­الذکـر را ابراز کردند.

     واضح و مبرهن است که مبتنی بر صداقت، محترمانه عمل‌­کردن کاری است بس دشـوار؛ البته ما نیز انتظار داریم که دیگران هم با ما با احتـرام و صداقت برخورد کننـد. لیکن، پرسش این­‌جاست که چطور می­‌شود صـداقت را به جزئی لاینفک از مراودات روزمره­‌مان تبـدیل کرد. در ادامه، به برخی از آموزه­‌هـای راه‌بردی­‌ای که ما در شـرکت آنین سـرلوحه‌­ی کار و رفتار خود قرار داده‌­ایم و قویاٌ بر این عقیده‌­ایـم که به‌­واسطه‌ی این آمـوزه­‌ها می‌­توان صـداقت را از صِـرفِ یک مـفهوم جذاب و دهن­‌پُـرکن به یک رفتـار عملی بدل سـاخت اشـاره خواهـد شـد:

در خصوص اشـتباهات­مان صـادق هستیـم

 

     به­‌عنـوان یک مجموعـه‌­ی اقتصـادی ما موظّف­‌ایـم نه فقـط در هر وضـعیّتی حقیقـت را بی کم­‌و­کاسـت بیان کنیـم، بلکه می‌­باید از انحصار اطلاعات نیز بر حذر باشیم و اجازه دهیم چرخـه­‌ی اطلاعات به‌­درستی به جـریان بیفتـد، اطلاعاتی که هم بـرای کارمندان و هم بـرای مشتـریان و کارفرمـایان مفید و حیاتی است. فراموش نمی‌­کنیـم که اگر اشتباهی مـرتکب شویم، بدان اذعان می‌کنیـم!

با همـه به یک گونـه رفتـار می­‌کنیـم

 

     آیا به کارفرمـایان بزرگ­مان بیش از کارفرمایان کوچـک احترام می­گذاریـم؟ همواره به یاد خواهیـم داشت که صداقـت به معنای این است که در برخورد با دیگـران، در هـر وضعیتی، همان آدم هستیـم و به­‌سادگی رنگ عوض نمی­‌کنیم. این یعنی فارغ از این­که دیگران چقدر برای ما نفـع دارند به یک انـدازه خود را وقف­شـان می­‌کنیـم.

ما در مجموعـه شـرکت­‌های آنیـن دیـگران را تـکریم می­‌کنیـم، به تعهـدات و قول­‌هـایی که داده‌­ایـم پای‌بندیـم، و هـدف غایی­‌مان چیزی جز رضـایت کاربر، مشتـری و کارفـرما نیست. برای ما ارزش یعنی در خـدمت انسان‌­بودن و خلـق خـدمات و محصـولاتی بـا­دوام، پایـدار و انـسان‌­محـور. مـا بر‌ایـن باوریـم کـه ارزش‌­های اعتقادی ­‌ما می­‌باید نه فقط در باور بلکه در رفتارمان متبلور شده باشد