مدیریت

  •  مدیریت پروژه Project Management:

مدیریت پروژه فرآیندی است مبتنی بر هدایت گریِ کارِ یک گروه برای دستیابی به اهداف یک پروژه و محقق سازی معیارهای موفقیّت در یک بازه ی زمانی مشخص.

نخستین چالش مدیریت پروژه دست یابی به جملگی اهداف مرتبط با یک پروژه، علیرغم محدودیت های موجود، است.

این قبیل از اطلاعات معمولاً در مستندات پروژه توصیف می شود، مستنداتی که در آغاز فرآیند تحول و توسعه ی پروژه خلق می شود.

لازم به ذکر است که محدودیت های اولیه ی یک پروژه مشتمل است بر دامنه scope، زمان، کیفیت و بودجه¬ی آن پروژه. دومین چالش پیش رو، بهینه سازی optimization اختصاص ورودی های ضروری و به کارگیری آنها برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است.

هدف از مدیریت پروژه به بهره برداری رساندن یک پروژه است، امری که در راستای اهداف کارفرما قرار دارد. در بسیاری از موارد، همچنین، هدف مدیریت پروژه شکل دادن و بهینه سازی طرح کارفرما به منظور کاربست عملی اهداف و انتظارات کارفرما است.

به مجرد آن که اهداف و انتظارات کارفرما وضوح لازم را پیدا کرد، این اهداف می بایست در جملگی تصمیمات ارکان مختلف در پروژه (نظیر مدیر پروژه، طراحان، پیمانکاران و غیره) لحاظ شود.

البته این را نیز نباید از نظر دور داشت که اهدافی که به شکلی ضعیف یا بیش از حد دقیق تعریف شده باشند برای تصمیم گیری بسیار مضرّاند.

  • مدیریت پیمان Contract Management:

 

شرکت ها و کارفرمایان اغلب به جملگی انواع قرارداد نیاز دارند تا بدین واسطه بتوانند به راهبری و رتق و فتق امورات خود بپردازند. قراردادهایی که با مشتریان، فروشندگان، شرکاء یا حتی کارمندان منعقد می گردند می باید به طور صحیح و شفاف نوشته شوند، موضوعی که مناسبات و روابط حسنه بین طرفین قرارداد و نیز همکاری اقتصادی سودآور را تضمین می کند.

اما اغلب مشکل این جاست که فرآیند انعقاد و اجرای یک قرارداد صرفاً به نوشتن و امضای آن خلاصه نمی شود، فرآیند پیچیده ای که مشتمل است بر یافتن شرکای قابل اعتماد، حصول به توافق بین طرفین، تدارکات، عقد قرارداد، تأمین تجهیزات، عقد قرارداد با پیمان کاران و اجرای قرارداد.

جملگی موارد فوق الذکر مراحل مختلف مدیریت پیمان هستند که برای راه اندازی و بهره برداری از یک کسب و کار خوب و سودآور ضروری قلمداد می شوند. مدیریت پیمان به فرآیندهای اقتصادی، تجاری، حقوقی، طراحی، نظارتی و عملیاتی ای اطلاق می شود که بر اجرا و ارزیابی قراردادها نظارت و مدیریت می کند،

بدین منظور که عملکرد کاری و تجاری را به حداکثر و ریسک را به حداقل برساند. این را از یاد نبرید که هر چه پروژه ای که مترصد انجام آن هستید بزرگ تر، پیچیده تر و حیاتی تر باشد، به همان اندازه مدیریت پیمان می تواند به طرز قابل توجهی کیفیت عملکرد یک سازمان یا شرکت را ارتقاء بخشد.

مدیریت پیمان به معنای مدیریت قراردادهایی است که با مشتریان، کارفرمایان، شرکا یا کارمندان منعقد می شود. مدیریت پیمان در رابطه با مذاکره در خصوص قیود و شروط تصریح شده در قرارداد و حصول به اطمینان در باب میزان پایبندی به همان قیود و شروط شمولیّت دارد.

به علاوه، در طول اجرا و بهره برداری از پروژه، بر سرِ هر گونه تغییر یا تغییرات و نیز حک و اصلاح بندها می باید توافق صورت گیرد و سپس مستندسازدی شود.

به طور خلاصه، مدیریت پیمان همان فرآیند ایجاد، اجرا و تحلیل یک قرارداد است که به منظور به حداکثررساندنِ عملکرد مالی و عملیاتی صورت می پذیرد و در صدد به حداقل رساندن ریسک است.

بدین منظور که عملکرد کاری و تجاری را به حداکثر و ریسک را به حداقل برساند. این را از یاد نبرید که هر چه پروژه ای که مترصد انجام آن هستید بزرگ تر، پیچیده تر و حیاتی تر باشد، به همان اندازه مدیریت پیمان می تواند به طرز قابل توجهی کیفیت عملکرد یک سازمان یا شرکت را ارتقاء بخشد.

مدیریت پیمان به معنای مدیریت قراردادهایی است که با مشتریان، کارفرمایان، شرکا یا کارمندان منعقد می شود. مدیریت پیمان در رابطه با مذاکره در خصوص قیود و شروط تصریح شده در قرارداد و حصول به اطمینان در باب میزان پایبندی به همان قیود و شروط شمولیّت دارد.

به علاوه، در طول اجرا و بهره برداری از پروژه، بر سرِ هر گونه تغییر یا تغییرات و نیز حک و اصلاح بندها می باید توافق صورت گیرد و سپس مستندسازدی شود.

به طور خلاصه، مدیریت پیمان همان فرآیند ایجاد، اجرا و تحلیل یک قرارداد است که به منظور به حداکثررساندنِ عملکرد مالی و عملیاتی صورت می پذیرد و در صدد به حداقل رساندن ریسک است.

  •  مدیریت طرح چیست؟

مدیریت طرح، کاربرد دانش، مهارت ها، ابزارها و تکنیک ها در یک طرح است تا نیازها و الزامات طرح تأمین شده و همچنین منافع و کنترلی حاصل شود که از طریق مدیریت تک تک اجزای طرح قابل دستیابی نیست.

مدیریت طرح، همسوکردن چندین جزء را جهت دستیابی به اهداف طرح در بر می¬گیرد و این امکان را برای طرح فراهم می کند تا هزینه، زمان و تلاشی بهینه یا یکپارچه داشته باشد.

 اجزای تشکیل دهنده طرح از طریق یک پیآمد مشترک یا تحویل مجموعه ای از منافع، با یک دیگر مرتبط می شوند. در صورتی که رابطه ی میان پروژه ها تنها در وجود کارفرما، پیمانکار، فناوری یا منابع مشترکی خلاصه شده باشد، این تلاش باید در قالب پورتفولیویی از پروژه ها مدیریت شود تا این که به صورت مدیریت طرح به اجرا در بیاید.

مدیر طرح باید وابستگی های متقابل میان اجزاء طرح را با فعالیت در پنج حوزه ی مرتبط و وابسته به عملکرد مدیریت طرح، یکپارچه سازد و بر آن کنترل اعمال کند.

این ۵ حوزه ی عملکرد عبارت اند از: هم سویی استراتژی طرح، مدیریت منافع طرح، مشارکت ذی نفعان طرح، حاکمیت طرح و مدیریت چرخه ی حیات طرح.

مدیر طرح به واسطه ی این ۵ حوزه ی عملکرد مدیریت طرح، بر وابستگی های متقابل اجزاء طرح نظارت و تسلط داشته و آنها را تحلیل می کند تا بدین طریق رویکرد بهینه جهت مدیریت طرح و اجزاء آن، تعیین شود.