هـم‌دلـی

     ما جهـان را از دریچـه­‌ای تـنگ نمی‌­نـگـریم. مـا با هـم‌­دلی جهـان را از زاویـه­‌ی دیـد دیـگران هـم نـگاه می­‌کـنیم تا بـبینیم آن­ـچه می‌­بـینند، حس کـنیم آن­ـچه که احسـاس می­‌کـنند و تجـربه بـیندوزیم از کارهایی که انجام می­‌دهند. بله، یقیناً نمی‌­توانیم تـماماً تجربه­‌ی دیگران را فـراچنگ آوریم، اما حداقل می‌­توانیم تلاش کنیم نزدیک شویم. در واقـع، هـم‌­دلی بـدین مـعناست که ما ایـده‌­های از پـیش تعییـن­‌شده­‌ی خویش را به کـنار می­‌گـذاریم و خود را نسبت به ایـده‌­ها، افـکار و نیـازهای دیـگران گـشوده نـگاه می‌­داریـم.

     در طراحی، هم‌­دلی فهمی است عمیق از مسائل و واقعیت‌­های مرتبط با افرادی که این طراحی بـرای آنان صورت می­‌پذیرد هم­‌دلی مستلزم فهم دشواری­‌هایی است که دیگران با آن مواجه می­‌شوند و به کشف نیازها و امیال پنهان­‌شان منجر می­‌گـردد. برای این کار، مـا باید درکی از محیطی که مردم در آن به‌­سر می­‌برند، نقش‌­هایی که ایفا می­‌کنند و تعامـلات‌­شان با آن مـحیط داشـته باشیم. بدین­ تـرتیب، هم‌­دلی به ما کمک می­‌کـند که درکی عـمیق از نیازهای عاطفی و فـیزیکی مـردم، دیدگاه­‌شان و نـحوه‌­ی تعـامل­‌شان با مـحیط به‌­دسـت آوریـم.

Empathy2

     هم­‌دلی نـیز یکی از مراحل فرآیند طراحی در مجموعه ماست. در این مـرحله، هدف ما، به‌­عنوان یک طراح، این است که درکی هم‌­دلانه از انسانی که بـرایش طراحی می‌­کـنیم و مـشکلی که در صدد حلّش برآمـده‌­ایم به­‌دست آوریم. این فرآیند مشتمل بر مـشاهده­‌ی دقـیق، تـجربه و لمس مـسائل و مـشکلات از نـزدیک و بعد هم‌­دلی با افرادی است که طـراحی برای­‌شان منظور شده است تا از این ره تجارب و انگیزه­‌های­‌شان را درک کنیم. نباید از یاد بـبریم که در اغلب اوقـات این میسّر نمی‌­شـود مگر با مستغرق‌ساختن خود در مـحیط مادی تا فـهمی شـخصی و عمیـق از چالش­‌ها، نـیازها و مسائل به‌­دست آوریـم.